سديد الدين محمد عوفى
221
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
چون اشارت « 1 » ايشان را امتثال كردم و بدانچه گفتند « 2 » قيام نمودم « 3 » طبيعت « 4 » بهواسطهء پيرى « 5 » [ و ] ضعفى « 6 » كه « 7 » استيلا يافته بود « 8 » طاقت تحمل آن نداشت « 9 » . از پاى درآمد و مرا سرگردان كرد تا « 10 » در دست شما « 11 » افتادم و اسير شما شدم « 12 » ، و عهدى مىكنم كه اگر مرا رسوا نگردانيد « 13 » و سر مرا كشف نكنيد « 14 » توبه كنم و هرگز به سر آن معاودت نكنم . امير عسس با مشرف مشاورت كرد « 15 » و گفت : از حضرت كبريا « 16 » حق تعالى شرم مىدارم كه اين پير ضعيف را « 17 » در بلا اندازم « 18 » و در ورطهء فضيحت و غرقاب رسوايى افكنم « 19 » و تو « 20 » اين حكايت « 21 » به حضرت امير المؤمنين عرضه « 22 » مدار تا او را بگذاريم ، و محتملست كه بعد ازين ديگرى يافته شود . او را بگذاشت . و شب دوم طواف كردند هم او را ديدند در حالتى از آن شنيعتر و صورتى « 23 » از آن مذمومتر و مستى از حد و نهايت مفرطتر « 24 » . امير عسس پيش او رفت « 25 » و هم بر نمط سابق « 26 » وقيعتى آغاز نهاد و در « 27 » ملامت و سرزنش « 28 » ، مبالغت
--> ( 1 ) متن - اشارت ( 2 ) مج : دادند ( 3 ) متن و مپ 2 + و ، بنياد + خود ( 4 ) متن و مپ 2 + كه ( 5 ) مج و بنياد - پيرى ( 6 ) متن : ضعف ، مپ 2 - ضعفى ( 7 ) متن : و ( 8 ) مپ 2 - بود ، مج و بنياد : است ( 9 ) متن و مپ 2 : نداشتم ( 10 ) مپ 2 : و ( 11 ) مپ 2 : عسس ( 12 ) مپ 2 و مج و بنياد - و اسير شما شدم ( 13 ) مج : نكنيد ( 14 ) مج : نسازيد ( 15 ) مپ 2 - با مشرف مشاورت كرد و ، مج : مشرفى را كه با او بود گفت ( 16 ) مج : كبريائى ، مپ 2 - حضرت كبريا ( 17 ) مج + به حضرت بريم و ( 18 ) مج : افكنيم ( 19 ) مپ 2 - و در ورطهء . . . افكنم ، مج : اندازيم ( 20 ) مپ 2 و مج - تو ( 21 ) مج + را ( 22 ) مج : عرض ( 23 ) مپ 2 - صورتى ( 24 ) مپ 2 - و مستى از . . . مفرطتر ، مج - تر ( 25 ) متن و مپ 2 و مج و بنياد - امير عسس پيش او رفت ، تصحيح قياسى است ( 26 ) مج و بنياد + امير عسس پيش او رفت و به مبالغت ( 27 ) مپ 2 و مج - در ( 28 ) متن و بنياد + امير عسس پيش او رفت ، مپ 2 + او كردند ، مج + كرد